
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم / موجیم که آسودگی ما عدم ماست
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 16:6 توسط محسن شعله
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 17:12 توسط محسن شعله
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
سلام دوستان
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند... هیچ کدومتون نیاین نظر بدید ها فقط انسان نظر می ده... امروز متوجه شدم آقای آسایش معلم جغرافیای پارسالم رفتند مالزی دکترای علوم سیاسی بگیرند و یاد زنگهای جغرافی افتادم که هر سوالی ازشون می پرسیدیم جواب می دادند و از همه چیز اطلاع داشتند و با اینکه ۳۵ سالشون بود ۲۰ سال تدریس کرده بودند از اول ابتدایی تا دانشگاه ... از اول دبیرستان درس می دادند و خیلی کتاب خونده بودند و خیلی با سواد هستند یادش بخیر .... امیدوارم هر جا هستند شاد و موفق و راحت باشند و بهشون خوش بگذره. نظر بدید دیگه ... یا علی خدانگهدار |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 13:58 توسط محسن شعله
|
|
||